جمعه سی ام فروردین 1387
گزارش سفر یک وبلاگ نویس از میمند
تو ادامه سفرم ؛ بعد از کویر به میمند رفتم . ده سنگی که قدمتی بین شش تا دوازده هزار سال برای آن تخمین زده شده. تو وبگردی های شبانه ام پیداش کردم. ازکجا؟ خودمم نمی دونم !!! از اونجا که خودمم خیلی اطلاعاتی در موردش نداشتم ، نشد همسفری جور کنم :
- می دونی کجا داری می ری؟
- خیلی نه!
- کجای نقشه اس؟
- نزدیک شهربابکه
- شهربابک دیگه کجاس؟
- نزدیکای یزده!!!
- اونجا دوستی آشنایی کسی رو داری؟
- نه! می رم آشنا میشم!!
- شب کجا می مونی؟
- یه مهمونسرا داره . شماره مدیرشو تو نت پیدا کردم
- دختر! خدا عقلت بده!! تو عیدی تک و تنها راه افتادی داری می ری یه جای غریب که هیشکی اسمشم نشنیده!؟!! آخه اونجا چی داره مگه؟!! اونم تو این دور و زمونه که نمیشه به کسی اعتماد کرد!!
....و برای من همان " آوآ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ یی " بود که از دوردستها مرا می خواند. فراخوانی مقاومت ناپذیر ، میلی شدید به کشف و جستجو ، جاده ای که با درازنای بی انحنایش صدایم می زد و دیگر هیچ.....
از شانسم ، اتوبوسی که جلوی عوارضی کاشان به مقصد یزد سوار شدم ، به مقصد بندر عباس می رفت. وقتی تو نقشه نشون دادم کجا می خوام برم ، آقای راننده اش کلی بهم کمک کرد و کلی در مورد جاهای دیدنی بین راه و .. بهم اطلاعات داد. 9 شب رسیدیم شهربابک و آقای حاج رجیمی ( مدیر میهمانسرای میمند) با ماشینشون تشریف آوردن و منو به ده بردن. توی راه کلی از ده ،شرایط جغرافیاییش ،پوشش گیاهیش ،تاریخش و ...صحبت شد.
نیم ساعته رسیدیم ده و اتاقم رو بهم نشون دادن: فکرشو بکن! تو دل کوه یه فضایی به مساحت حدود ده متر مربع کندن ، با یه سقف نسبتا کوتاه سیاه ، با یه طاقچه هایی همینجوری کنده شده ، با یه در چوبی تخته تخته ای که کلون داره . دور اتاق چندتا تخت گذاشتن برا مسافرا ، یه جوری که مزاحم فضای کلی نشه ، اونم با نور پردازی های خیلی جالب. همه چیز برام فوق العاده بود .
وسایلم رو که گذاشتم رفتیم سفره سرا برا خوردن چای و شام. در اونجا با استقبال خانم خونگرم و صمیمی آقای حاج رحیمی و بچه های دیگه ای که برای کمک طی تعطیلات نوروز اومده بودن ، مواجه شدم . راستش برا اونا هم جالب بود که من تنهایی راه افتادم رفتم اونجا رو ببینم! عطر چای آلاله دیوونه ات می کرد و قرمه سبزی خیلی خوشمزه بود
تا پاسی از شب مشغول گفتگو بودیم و من داشتم ذوق مرگ می شدم! سکوت شب ده دیوونه کننده بود ! فکر کن تو کل ده فقط صدای جیرجیرک می شنوی! البته تا وقتی راه نیفتادی!! پات که برسه خیابون اصلی ده ، صدای پارس سگا تو تاریکی از هر طرف میاد و میخواد زهره ات رو بترکونه تا تو قلبت عین گنجیشک بزنه و بدو بدو خودتو به اتاقت برسونی. اولین دیدارم با "گرگی" هم همین شب بود. یه سگ سیاه دم طلایی که با همون یه چندتا لقمه نونی که بهش داده بودن ، در نهایت وفاداری دنبالمون می اومد تا از سگای دیگه حمایتمون کنه و صبح فردا تا پامون رو از ده گذاشتیم بیرون ، نفهمیدیم ازکجا فهمید و دنبالمون اومد.
شب خوابم نمی برد! کلی هیجان زده بودم ! اینکه این ده چه جوری ساخته شده ؟ فکرکن.... این همه سال .... ! و هنوزم آدمایی دارن اونجا زندگی می کنن. آدمایی اصیل که نسل اندرنسل اینجا زندگی کردن. کسایی که سرشون به کارو زندگی خودشونه. آدمایی اینقدر بکر! میمند تو همه دههای اصیل دستکند دنیا رتبه هفتم رو داره و به این لحاظ جایزه ملینا مرکوری رو نصیب خودش کرده.
کلی تو فکر بودم که این آدما چه جوری این فضاها رو تو دل کوه حفر کردن؟اصلا چه جوری سر از اینجا درآوردن؟!! فکر کن کوههایی که هم با دست یا یه ابزار ساده دستی کنده می شدن و هم این همه استحکام داشتن که این همه سال موندن. تازه فکر کن اونا چه آدمایی بودن با چه رو حیه ای و چه انگیزه ای!! هم با اراده و پرتلاش تا اینهارو حفر کنن و هم اونقدر صبور که این همه خشکسالیها و سختیها رو از سر بگذرونن و هم حتما اونقدر نرم و قابل انعطاف که تو فراز و نشیبهای سیاسی و... طی حداقل شش هزار سال دووم بیارن و فرهنگشون و حتی گویششون رو حفظ کنن . درست مثل جنس کوهی که خونه هاشون رو توش ساختن : نرم و محکم ، محکم و نرم . یه حس احترام عمیق تو وجودم ریشه داده بود . به نظرم این عزم و اراده و صبوری و استواری ، تنها و تنها تحسین برانگیز بودو افسون کننده.
ازمیمند خیلی گفتنی ندارم . میمند بکراست ، زیبا ، ساده و صمیمی ، میهمان نواز و گشاده دست ، درست مثل شکل ده که به فرم V گشوده است. باید رفت و دید ، در افسونش شناور شد و تحسینش کرد.
یه تعداد عکسایی رو که گرفتم گذاشتم تو فتوبلاگم تا میمند بتونه شمارو هم یه چند دقیقه ای مهمون خودش بکنه :
شاید این عکس که به پیشنهاد آقای حاج رحیمی گرفتیم بتونه بهتر از هر چیزی لطافت و استحکام توام مردم میمند رو به خاطر ما بسپره:
شنبه هفدهم فروردین 1387
تعداد بازدید کنندگان از روستای میمند در نوروز امسال از مرز 23 هزار نفر گذشت.

در نوروز امسال بیش از ۲۳ هزار نفر از روستای تاریخی و دستکند میمند شهربابک بازدید کردند که در مقایسه با سال گذشته از رشد چشمگیری برخوردار بوده است.
منصور مكيآبادي فرماندار شهرستان شهربابک روز يكشنبه در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي گفت:در تعطيلات نوروزي امسال ۱۰۰هزار نفر به اين شهرستان سفر كردند. وي شمار بازديدكنندگان از روستاي صخرهاي ميمند را بیش از ۲۳هزار نفر عنوان كرد. فرماندار شهربابک افزود: خوشبختانه تمام امكانات براي استفاده مسافرين نوروزي مهيا شده بود و مسوولين امر با خوشرويي پاسخگوي مسافرين بودهاند. وي رضايتمندي مسافرين از امكانات موجود را نيز خوب ارزيابي كرد.
لازم به ذکر است که در نوروز سال گذشته بیش از ۱۳ هزار نفر از این روستا بازدید کردند.
شنبه هفدهم فروردین 1387
وب سایت میمند مجدداً راه اندازی شد.
به آگاهی همراهان همیشگی می رساند وب سایت روستای تاریخی میمند مجدداً راه اندازی شده است. جهت بازدید از این سایت به نشانی زیر مراجعه نمایید.
چهارشنبه هفتم فروردین 1387
مراسم عروسي
هنگامي كه پسر خانواده به سن بلوغ رسيد و تمايل خود نسبت به ازدواج را بروز داد. والدين دست بكار شده و خواسته فرزندشان را بر آورده مي سازند. وقتي رشته علاقه دختر و پسر به يكديگر گره خورد پسر شروع به خواندن اشعار و دو بيتي هاي عاشقانه مي كند از دو بيتي هاي زيادي كه پسر جوان به زبان مي راند از همه بيشتر بر اين دوبيتي تكيه دارد:
تــــو را مي خوام و گرنه یار بسيــار گلـي ميخوام و گرنه خار بسيار
گلي ميخوام كه در سايش نشينم و گــــرنه سـایه ديـوار بسيــار
پدر و مادر پسر همراه با يكي از ريش سفيدان محل كه معمولاً از اقوام داماد است به خواستگاري رفته و اگر به توافق رسيدند پس از چندي مراسم عقد و عروسي جداگانه و يا باهم انجام مي شود. در گذشته سنت حسنه أي در مورد عروس خانمها معمول بوده كه بر اساس آن عروس موظف بوده است تا قبل از مراسم عروسي به تعداد مدعوين در مراسم كه تعداد آنها از قبل مشخص بوده است، صنايع دستي از قبيل:، جانماز گلدوزي شده با دست براي مردان و دو لايه پارچه دوخته شده روي هم براي زنان، كيسهْ توتون دوخته شده با پارچه كه دور آن را با نوار هاي تزئيني مخصوص ميدوخته اند جهت چپق كشيدن پيرمردان ، پاپيچ كه از دوخته شدن دو لايه پارچه روي هم به عرض حدود 10 سانتي متر و طول حدود نيم متر كه در يك سر آن بندي دو خته ميشده است تا بوسيلهْ آن پا پيچ را دور مچ پاههامحكم كنند، براي بچه ها و جوانان ، دستمال ابريشمي توجيبي و…بافته يا تهيه كند. و در روز پا گشاد (روز سوم بعد از عروسي ) بر اساس مبلغي كه مدعوين به عروس و داماد هديه ميداده اند، از اين صنايع دستي به آنها بدهد. و چون معمول بوده است كه مدعوين در حدود 3 تا 5 تومان به عروس و داماد مي داده اند. اگر شخصي 3 تومان ميداده است، عروس هم سه تكه از صنايع دستي خود را شامل جانماز ، دستمال، كيسهْ توتون به آن شخص ميداده است. و اگر شخصي 5 تومان مي آورده به جاي آن ، 5 تكه از صنايع دستي خود را شامل جانماز ، بند تنبان ، كيسهْ توتون ، پاپيچ و دستمال جيبي ميداده است. به عبارتي هر تكه از صنايع دستي يك تومان ارزشگذاري مي شده است. و اگر كسي بيش از 5 تومان مي آورده است برخي از اين صنايع دستي را دو دست ميداده اند. با اين سنت حسنه عروس مجبور ميشده است تا قبل از رفتن به خانهْ بخت مهارت لازم را در تهيهْ برخي ملزومات خانه و خانواده بدست آورد و به عبارتي از هر انگشتش يك هنر مي باريده است. و اين را عملاً به نمايش مي گذارده است.
پس از مراسم خواستگاري و بعد از تمايل دو خانواده به امر ازدواج روي مسائلي چون مهريه و شيربها با وساطت ديگران به توافق رسيده و بعد از آنكه عقد را خواندند جشن بر پا مي شود. سپس عروس و داماد را بر روي تخت نشانده و سرهايشان را بهم ميزنند و بر سر عروس قند مي سايند. بعد داماد دست عروس را ميگيرد و معمولاً پياده راهي خانه بخت مي شوند. در بين راه عروس خانم هراز گاهي مي ايستد و به اصطلاح از داماد پا انداز مي گيرد و اين كار چندين مرتبه تكرار مي شود. هنگامي كه به خانه داماد رسيدند . عروس وارد نمي شود و انجام دادن اين فعل به منظور دريافت هديه از پدر داماد مي باشد كه اين هديه شامل زمين، باغ يا درخت گردو مي باشد. پس از انجام اين امر عروس وارد خانه بخت مي شود. هنگام ورود به اتاق كاسه آبي جلوي پايش گذاشته و عروس در آن مي نگرد. سپس پاي خود را بر ظرف آب ميزند تا آبها بريزد. بعد از اين عمل دانهْ اناري را محكم به ديوار ميزند تا شكسته شود و نيمي از انار را عروس و نيمي ديگر را داماد مي خورند. انار از اين جهت انتخاب مي شود كه پوسته تلخ و دروني بسيار شيرين دارد. و اين يعني اينكه بعد از هر تلخي ، شيريني مي باشد. پذيرايي در مراسم عروسي معمولا با ميوه ، شيريني ، چاي و شام صورت ميگيرد. پس از سه روز يا بيشتر كساني كه در مراسم شركت كرده اند به ديدن عروس و داماد رفته و مبلغي نقد و يا وسيله زندگي به آنها هديه مي دهند. و از اينجا زندگي رسمي آن دو آغاز مي شود.
چهارشنبه هفتم فروردین 1387
گورستانهای میمند/گورستان لا خورين
گورستان لا خورين در جنوب آبادي لا خورين ، در زميني سنگلاخي و در دامنهْ تپه أي با وسعت تقريبي 40×70 متر واقع شده و با چند درخت « تايي » مشخص شده است. صورت قبور كه همگي در جهت قبله اند همچون گورستان قديمي روستا متشكل از تخته سنگهاي سياه رنگي است كه از كوههاي اطراف به محل آورده شده و مزين به نام " الله ، محمد ، علي " و ساير مشخصات متوفي و در بعضي موارد با نقش جانوري شبيه بز همراه است، ميباشند. بر اساس بررسيهاي انجام شده اين قبرستان از نظر زماني از دورهْ مياني صفويه تا اواسط دورهْ قاجاريه را شامل ميشود. علاوه بر گورستانهاي ياد شده، گورستاني نسبتاً جديد در غرب ميمند واقع شده كه امروزه نيز تدفين مردگان در آن صورت ميگيرد. متاسفانه با عبور رشته قنات ميمند از نزديكي قبرستان ياد شده، استفاده و مصرف آب آشاميدني، سلامت اهالي را به خطر انداخته است كه در اين مورد لازم است ادارهْ بهداشت و ديگر ادارات مسئول جهت تاْمين سلامت اهالي محل و بهداشتي كردن آب شرب مصرفي آنان اقدامي عاجل و شايسته مبذول دارند.

دوشنبه پنجم فروردین 1387
نوروز در میمند

در اين روستا همانند ديگر نقاط كشوراسلامي ايران اسفند ماه، ماه خانه تكاني و غبار روبي جهت استقبال از سال نو مي باشد. مردم اين محل دو شب مانده به عيد نوروز را شب علفه مي گويند كه شايد وجه تسميه اش در سبز شدن علف باشد. آنها معتقدند در اين دو شب بايد پلو خورد ( پلو در گذشته جزو بهترين غذاهايي بوده كه دسترسي هميشگي به آن كار آساني نبوده و اهالي فقط در شب علفه سعي ميكرده اند از اين بهترين غذا استفاده كنند.) در شب علفه از غذاي پخته شده به عنوان خيرات براي اموات به همسايگان هم داده مي شود. و بالاخره عيد و لحظه موعود فرا ميرسد. دعاها و اذكار مخصوص لحظه تحويل سال نو خوانده ميشود و ديد و بازديد ها اول از بزرگان خانواده شروع ميشود. مردها بطور دسته جمعي به ديدن يكديگر مي روند. ابتدا به خانه بزرگتر محل رفته و او مي گويد كه از كجا شروع كنند. معمولاً عيد ديدني را از جايي شروع ميكنند كه صاحب خانه در سال گذشته عزادار شده باشد. بعد از آن به ديدن افراد ديگر ميروند و با شيريني، چاي، آجيل از قبيل گردو و نخود برشته، گندم برشته، بادام ، سنجد و … پذيرايي ميشوند. اگر كسي عزا دار نباشد بترتيب از خانه كساني كه سن بيشتري دارند و ريش سفيد ترند عيد ديدني ادامه مي يابد.


