جمعه هشتم آذر 1387
مراسم تدفين مردگان

هنگامي كه يكي از اهالي دار فاني را وداع ميگويد يک نفر به پشت بام رفته و با فرياد بلند اهالي را از موضوع با خبر ميكند كه به اين عمل( مرغي بون یا مقری بوم) گفته مي شود . در اين لحظه اهالی جهت عرض تسليت و تدفين متوفي به طرف خانهْ صاحب عزا می روند. صاحب عزا دو الي سه دكمه از بالاي پيراهن خود را باز كرده و تا 7 روز به همين طريق سينه چاک است. ميت را پس از طي اعمال واجب اعم از: غسل، كفن، تشييع، نماز ميت و … به خاک مي سپارند و همگي به طرف خانه صاحب عزا حركت كرده و براي او صبر آرزو ميكنند و گاهي قهوه أي مينوشند يا سيگار ميكشند و يا چپقي چاق ميكنند تا به اصطلاح دهني تلخ كرده باشند. هنگام خداحافظي از صاحب عزا جملاتي از قبيل: غم آخرتان باشد، تسليت عرض ميكنم ، خدا صبرتان دهد را ميگويند. صاحب عزا چند قاري قرآن را دعوت كرده كه در زبان محلي به آنها ملا مي گويند. ملاها موظفند در مدت سه روز در خانه صاحب عزا ( كه معمولاً مراسم پرسه در آنجا بر گزار مي شود) مانده و قرآن بخوانند. در گذشته ملاها موظف بودند كه در اين مدت سه روز حتماً قرآن را ختم كنند اما در حال حاضر خود را ملزم به اجراي اين امر نمي دانند و فقط سه روز به طور پراكنده قرآن مي خوانند. البته در گذشته نه چندان دور ملاها موظف بودند كه سه روز را بالاي قبر متوفي چادر زده و بصورت شبانه روزي قرآن را ختم كنند. كه اين رسم هم اكنون بكلي منسوخ شده است. در روز سوم صاحبان عزا مردم را دعوت مي كنند و از صبح تا ظهر مانند دو روز قبل مراسم پرسه ادامه پيدا مي كند و هنگام ظهر ملاها قرآن خواندن خود را با سوره الرحمن ختم ميكنند. سپس به مدعوين نهار داده شده و بعد از ظهر همگي به سر قبر متوفي ميروند و فاتحه مي خوانند. سخنرانان سخنراني كرده و مداحان به مداحي مي پردازند و مراسم پرسه به پايان مي رسد. در گذشته مراسم روز سوم بنام مراسم قبر بندان معروف بوده و پس از پايان مراسم قبر را مي بسته اند. در بستن قبر بيشتر از ملاها ( قاريان قرآن ) استفاده مي شده است. از روز هفتم به بعد يكي از ريش سفيدهاي محل پيش قدم شده و عزاداران را به حمام برده و لباسهايشان را عوض كرده و آن دگمه هايي را كه در روز اول به نشانه عزا باز گذاشته بودند، مي بندد . بعد از تقريباً يكسال پرسه أي براي متوفي برگزار مي شود كه به "آش سال" معروف است اين مراسم مانند روز سوم برگزار مي شود و در گذشته رسم بوده كه در پايان اين مراسم تخته سنگي را كه بر روي آن نام متوفي و حتي اجداد او حک شده بوده بالاي قبرش مي گذاشته اند. خطي كه بر روي سنگ قبر كنده مي شده توسط خود اهالي و بوسيله فلز مخصوص و تيشه منقوش مي شده است .
جمعه هشتم آذر 1387
مراسم ختنه سوران
در گذشته ای نه چندان دور مراسم ختنه سوران در میمند معمولاً در اواخر تابستان انجام ميگرفت تا بچه ها براي مدرسه رفتن آماده شوند. در اين مراسم فرد ميزبان اقوام و خويشان را دعوت نموده و سپس يک دلاک را هم دعوت مي كرد(دلاک در گذشته نقش دكتر در ختنه كردن را ايفا ميكرده است). سپس گوسفندي را كشته و جشني بر پا مي نمود. در اين جشن آقا پسر را بر روي تختي كه معمولاً از روي هم قرار دادن رخت خوابها درست شده است مينشاندند و آنگاه با سلام و صلوات، دلاک يا دكتر كار خود را شروع ميكرد. چون در گذشته مواد بي حس كننده وجود نداشته است براي كاهش درد سعي مي شده ذهن پسر بچه ها را به مسائل جنبي هدايت كنند تا به ختنه شدن و عملي كه اتفاق مي افتد فكر نكنند. براي اين منظور اطرافيان هر كدام مبلغي پول به پسر بچه مي دادند و كمي نبات در دهان پسر بچه گذاشته تا به هنگام درد نتواند زبانش را گاز بگيرد بعد از پايان عمل از شركت كنندگان پذيرايي بعمل آمده و مراسم تمام مي گردید. در طول مراسم لوطی ها با ساز و دهل محلی لحظات شادی را برای دعوت شدگان فراهم می نمودند.
چهارشنبه هفتم فروردین 1387
مراسم عروسي
هنگامي كه پسر خانواده به سن بلوغ رسيد و تمايل خود نسبت به ازدواج را بروز داد. والدين دست بكار شده و خواسته فرزندشان را بر آورده مي سازند. وقتي رشته علاقه دختر و پسر به يكديگر گره خورد پسر شروع به خواندن اشعار و دو بيتي هاي عاشقانه مي كند از دو بيتي هاي زيادي كه پسر جوان به زبان مي راند از همه بيشتر بر اين دوبيتي تكيه دارد:
تــــو را مي خوام و گرنه یار بسيــار گلـي ميخوام و گرنه خار بسيار
گلي ميخوام كه در سايش نشينم و گــــرنه سـایه ديـوار بسيــار
پدر و مادر پسر همراه با يكي از ريش سفيدان محل كه معمولاً از اقوام داماد است به خواستگاري رفته و اگر به توافق رسيدند پس از چندي مراسم عقد و عروسي جداگانه و يا باهم انجام مي شود. در گذشته سنت حسنه أي در مورد عروس خانمها معمول بوده كه بر اساس آن عروس موظف بوده است تا قبل از مراسم عروسي به تعداد مدعوين در مراسم كه تعداد آنها از قبل مشخص بوده است، صنايع دستي از قبيل:، جانماز گلدوزي شده با دست براي مردان و دو لايه پارچه دوخته شده روي هم براي زنان، كيسهْ توتون دوخته شده با پارچه كه دور آن را با نوار هاي تزئيني مخصوص ميدوخته اند جهت چپق كشيدن پيرمردان ، پاپيچ كه از دوخته شدن دو لايه پارچه روي هم به عرض حدود 10 سانتي متر و طول حدود نيم متر كه در يك سر آن بندي دو خته ميشده است تا بوسيلهْ آن پا پيچ را دور مچ پاههامحكم كنند، براي بچه ها و جوانان ، دستمال ابريشمي توجيبي و…بافته يا تهيه كند. و در روز پا گشاد (روز سوم بعد از عروسي ) بر اساس مبلغي كه مدعوين به عروس و داماد هديه ميداده اند، از اين صنايع دستي به آنها بدهد. و چون معمول بوده است كه مدعوين در حدود 3 تا 5 تومان به عروس و داماد مي داده اند. اگر شخصي 3 تومان ميداده است، عروس هم سه تكه از صنايع دستي خود را شامل جانماز ، دستمال، كيسهْ توتون به آن شخص ميداده است. و اگر شخصي 5 تومان مي آورده به جاي آن ، 5 تكه از صنايع دستي خود را شامل جانماز ، بند تنبان ، كيسهْ توتون ، پاپيچ و دستمال جيبي ميداده است. به عبارتي هر تكه از صنايع دستي يك تومان ارزشگذاري مي شده است. و اگر كسي بيش از 5 تومان مي آورده است برخي از اين صنايع دستي را دو دست ميداده اند. با اين سنت حسنه عروس مجبور ميشده است تا قبل از رفتن به خانهْ بخت مهارت لازم را در تهيهْ برخي ملزومات خانه و خانواده بدست آورد و به عبارتي از هر انگشتش يك هنر مي باريده است. و اين را عملاً به نمايش مي گذارده است.
پس از مراسم خواستگاري و بعد از تمايل دو خانواده به امر ازدواج روي مسائلي چون مهريه و شيربها با وساطت ديگران به توافق رسيده و بعد از آنكه عقد را خواندند جشن بر پا مي شود. سپس عروس و داماد را بر روي تخت نشانده و سرهايشان را بهم ميزنند و بر سر عروس قند مي سايند. بعد داماد دست عروس را ميگيرد و معمولاً پياده راهي خانه بخت مي شوند. در بين راه عروس خانم هراز گاهي مي ايستد و به اصطلاح از داماد پا انداز مي گيرد و اين كار چندين مرتبه تكرار مي شود. هنگامي كه به خانه داماد رسيدند . عروس وارد نمي شود و انجام دادن اين فعل به منظور دريافت هديه از پدر داماد مي باشد كه اين هديه شامل زمين، باغ يا درخت گردو مي باشد. پس از انجام اين امر عروس وارد خانه بخت مي شود. هنگام ورود به اتاق كاسه آبي جلوي پايش گذاشته و عروس در آن مي نگرد. سپس پاي خود را بر ظرف آب ميزند تا آبها بريزد. بعد از اين عمل دانهْ اناري را محكم به ديوار ميزند تا شكسته شود و نيمي از انار را عروس و نيمي ديگر را داماد مي خورند. انار از اين جهت انتخاب مي شود كه پوسته تلخ و دروني بسيار شيرين دارد. و اين يعني اينكه بعد از هر تلخي ، شيريني مي باشد. پذيرايي در مراسم عروسي معمولا با ميوه ، شيريني ، چاي و شام صورت ميگيرد. پس از سه روز يا بيشتر كساني كه در مراسم شركت كرده اند به ديدن عروس و داماد رفته و مبلغي نقد و يا وسيله زندگي به آنها هديه مي دهند. و از اينجا زندگي رسمي آن دو آغاز مي شود.
دوشنبه پنجم فروردین 1387
نوروز در میمند

در اين روستا همانند ديگر نقاط كشوراسلامي ايران اسفند ماه، ماه خانه تكاني و غبار روبي جهت استقبال از سال نو مي باشد. مردم اين محل دو شب مانده به عيد نوروز را شب علفه مي گويند كه شايد وجه تسميه اش در سبز شدن علف باشد. آنها معتقدند در اين دو شب بايد پلو خورد ( پلو در گذشته جزو بهترين غذاهايي بوده كه دسترسي هميشگي به آن كار آساني نبوده و اهالي فقط در شب علفه سعي ميكرده اند از اين بهترين غذا استفاده كنند.) در شب علفه از غذاي پخته شده به عنوان خيرات براي اموات به همسايگان هم داده مي شود. و بالاخره عيد و لحظه موعود فرا ميرسد. دعاها و اذكار مخصوص لحظه تحويل سال نو خوانده ميشود و ديد و بازديد ها اول از بزرگان خانواده شروع ميشود. مردها بطور دسته جمعي به ديدن يكديگر مي روند. ابتدا به خانه بزرگتر محل رفته و او مي گويد كه از كجا شروع كنند. معمولاً عيد ديدني را از جايي شروع ميكنند كه صاحب خانه در سال گذشته عزادار شده باشد. بعد از آن به ديدن افراد ديگر ميروند و با شيريني، چاي، آجيل از قبيل گردو و نخود برشته، گندم برشته، بادام ، سنجد و … پذيرايي ميشوند. اگر كسي عزا دار نباشد بترتيب از خانه كساني كه سن بيشتري دارند و ريش سفيد ترند عيد ديدني ادامه مي يابد.
جمعه نوزدهم مرداد 1386
مراسم پنجه بندی
مراسم پنجه بندی به این صورت انجام می شود که تمام شرکاء در آغل جمع می شوند و تمام گوسفندان را در آغل جمع کرده و چوپان که معمولاً یک کلاه نمدی به دست دارد در جلو آغل ایستاده و هر یک از شرکاء وارد آغل شده و گوسفندان خود را گرفته و یکی یکی از آغل به بیرون می رانند چوپان به ازای هر گوسفندی که از آغل خارج می شود یک پشگل در کلاه خود انداخته و وقتی تمام گوسفندان از یک شرکاء بیرون رفت چوپان پشگل ها را می شمرد و بدین طریق آمار گوسفندان را مشخص می کنند. بعد از آمارگیری مخارج گله و دست مزد چوپان به نسبت تعداد گوسفندان هر شریک بین شرکاء تقسیم می شود. هم چنین در همین روز چوپان سال بعد مشخص می شود و هر شریک موظف است به ازای هر ۱۰ گوسفند خود یک شبانه روز به چوپان غذا بدهد و همراه چوپان به عنوان گماری گله را به چرا ببرد. پس از اتمام مراسم پنجه بندی زندگی ایلیاتی به پایان می رسد و کم کم به سوی باغات خود برای برداشت محصول و آغاز زندگی دیگری کوچ می کنند.
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386
ختنه سوران
این مراسم در اواخر تابستان انجام می گرفت تا بچه ها برای مدرسه رفتن آماده شوند. در این مراسم فرد میزبان اقوام و خویشان خود را دعوت نموده و سپس یک دلاک را هم دعوت می نمود( دلاک نقش دکتر در ختنه کردن را ایفا می کرد) سپس گوسفندی کشته و جشنی به پا می کرد. در این جشن معمولاً آقا پسر را بر روی تختی که معمولاً از روی هم گذاشتن رختخوابها درست شده است می نشاندند و آنگاه با سلام و صلوات دلاک کار خود را شروع می کرد. چون در گذشته مواد بی حس کننده وجود نداشت برای کاهش درد سعی می شده ذهن پسر بچه ها را به مسائل جنبی هدایت می کردند تا به ختنه شدن و عملی که اتفاق می افتد فکر نکند. برای این منظور اطرافیان هر کدام مبلغی پول به پسر بچه می دادند و کمی نبات در دهانش گذاشته تا به هنگام درد زبانش را گاز نگیرد و سپس از دعوت شدگان پذیرایی می شد. در طول مراسم لوطی ها با ساز و دهل محلی لحظات شادی را برای دعوت شدگان فراهم می نمودند.
پنجشنبه نهم فروردین 1386
مراسم عید نوروز

در این روستا مانند سایر نقاط کشور، اسفندماه زمان خانه تکانی و غبارروبی جهت استقبال از سال نو می باشد. میمندی ها دو شب مانده به نوروز را شب علفه می نامند که شاید وجه تسمیه اش در سبز شدن علفها باشد. آنها معتقد بودند که در این دو شب باید پلو خورد(پلو در گذشته جزء بهترین غذاهایی بوده که دسترسی همیشگی به آن کار آسانی نبوده و اهالی فقط در شب علفه سعی می کردند از بهترین غذاها استفاده نمایند). در شب علفه از غذای پخته شده به عنوان خیرات برای اموات به همسایگان هم داده می شود. و بالاخره عید و لحظه موعود فرا رسید. دعاها و اذکار مخصوص تحویل سال نو خوانده می شود و بازدیدها اول از بزرگان خانواده و صاحبان عزا شروع می شود. مردان میمندی به صورت دسته جمعی به دیدن یکدیگر می روند. ابتدا به خانه بزرگتر محل رفته و او می گوید دید و بازدید را از کجا شروع کنند. معمولا عید دیدنی را از جایی شروع می کنند که صاحب خانه در سال گذشته عزادار شده باشد. بعد از آن به دیدن افراد دیگر رفته و با شیرینی، چای و آجیل(از قبیل: مغز بادام و گردو نخود برشته سنجد و...) پذیرایی می شوند. لازم به ذکر است رسم عید دیدنی دسته جمعی مردان هنوز هم در بین میمندی های ساکن شهربابک ادامه دارد.

